عواقب گذاشتن سپاه درلیست
برای اینکه بهتر با عواقب گذاشتن سپاه درلیست آشنا بشویم چند کلامی برایتان می نگارم
مقدمات لیستگذاری شدن سپاه
روز ۲۱مهر ۱۳۹۶ ترامپ استراتژی جدید کشورش درباره رژیم آخوندها را اعلام کرد. او طی یک سخنرانی به نکاتی اشاره کرد که از این نظر حائز اهمیت است. وی ضمن برشمردن مهمترین عملیات تروریستی انجام شده توسط سپاه پاسداران در خارج از ایران از جمله گفت:
«سیاست ما روی یک ارزیابی روشن از دیکتاتوری ایران، حمایتش از تروریسم و ادامه تجاوزات آن در خاورمیانه و در سراسر جهان است....(این رژیم) مرگ، نابودی و آشوب را در سراسر جهان گسترده است.
در شروع، در سال ۱۹۷۹، عوامل رژیم ایران بهصورت غیرقانونی سفارت آمریکا در تهران را اشغال کردند و برای ۴۴۴روز که این بحران ادامه داشت ۶۰آمریکایی را گروگان گرفتند.
گروه تروریستی حزبالله که مورد حمایت ایران است دو بار سفارت ما در لبنان را بمبگذاری کرد که یکبار در سال ۱۹۸۳و مجدداً در سال ۱۹۸۴بود.
یک بمبگذاری دیگر مورد حمایت ایران، ۲۴۹آمریکایی را کشت. آنها سرباز و در آسایشگاههای خود در بیروت بودند که در سال ۱۹۸۳بود.
در سال ۱۹۹۶، رژیم دست به یک بمبگذاری دیگر خانههای سربازان آمریکایی در عربستان سعودی زد و با بیرحمی ۱۹آمریکایی را کشت.
عوامل ایران به عواملی که بعداً در بمبگذاری سفارتخانههای آمریکا در کنیا و تانزانیا توسط القاعده شرکت داشتند آموزش دادند و ۲سال بعد آنها ۲۲۴نفر را کشته و ۴۰۰۰تن دیگر را مجروح کردند.
این رژیم بهدنبال حملات ۱۱سپتامبر به تروریستهای سطح بالا پناه داد که از جمله شامل پسر اسامه بنلادن میشد.
در عراق و افغانستان گروههایی که مورد حمایت ایران هستند صدها پرسنل نظامی آمریکا را کشتهاند....
این رژیم کماکان حامی اصلی تروریسم است و به القاعده، طالبان، حزبالله، حماس و دیگر شبکههای تروریستی
مساعدت میرساند».
اکنون و با توجه به آنچه که ظاهراً مبانی اصلی لیستگذاری سپاه پاسداران آخوندها است، میتوان حدس زد که این لیستگذاری تنها و تنها یک خروجی متصور برای خامنهای دارد و کار تنها به حکومت فعلی آمریکا محدود نخواهد شد. ضمن اینکه کار از محدوده سیاست و بندوبستهای معمول در محدوده آن هم خارج شده و چشماندازهای بهشدت نگرانکنندهای برای آخوندها پیدا کرده است.
چرا که این لیستگذاری روی پایههایی چیده شده که حتی هنگامی که دولت اخیر آمریکا نیز دوره حاکمیتش به پایان برسد و حتی سیاست رسمی آمریکا نیز تغییر کند اما این لیستگذاری آنچنان پایهریزی شده که لغو آن اساساً مستلزم تغییراتی در سیاستهای آخوندها و پذیرش برخی الزامات مترتب بر آن است، امری که به زانو زدن رسمی آخوندها و تغییر عملی بسیاری سیاستهای خارجی آنها نیاز دارد. تغییراتی که آخوندها را از درون و محتوای تروریستی خود «تهی» می کند، امری که بعید بلکه محال است.
اکنون خامنهای در کنار تمامی بحرانهایی که دارد، با یک بحران دیگر نیز دستبگریبان شد:
- ماندن در لیست و پذیرش عواقب همهجانبه آن.
- یا تلاش برای خروج از لیست و پذیرش الزامات آن.
پایان هر دو مسیر فوق البته همانی است که خامنهای و خیل آخوندها از تصور آنهم بهشدت وحشت دارند