۱۳۹۷ بهمن ۱۱, پنجشنبه

کنفرانس لهستان، کابوس حکومت آخوندی






این روزها نام کشوری در اروپا به امیدی در دل مردم و ترسی در دل حکومت تبدیل شده است. اعلام برگزاری نشستی در این خصوص، همگان را تحت تأثیر خود قرار داده و کانون توجهات شده است. از امید به فردایی بدون ریا، فساد و بی‌عدالتی برای نسل آینده گرفته تا ترس آنانی که اکنون منافع این حکومت، بهترین منبع برای حیات زالووارشان است.
با شروع فعالیت کانون‌های شورشی و بیداری مردم در خصوص مقابله با حکومت ـ و فسادهایی که عمده‌ترین‌شان بی‌عدالتی و فساد اقتصادی است ـ شورای ملی مقاومت ایران راه‌کار کانون‌های شورشی، تحصن و اعتراض ها را در دفاع از حق و حقوق پایمال شده مردم ارائه داد. میتوان به تأکید گفت که این بهترین راه مقابله با حکومت آخوندی است.
از سوی دیگر با تهدید کشورهای مختلف نسبت به فعالیت‌های موشکی، تسلیحات اتمی و هم‌چنین دخالت‌ در امور داخلی کشورها از جانب آخوندها، مشخص شد که ایران به‌عنوان تهدیدی بزرگ در خاورمیانه، می‌تواند در آینده نزدیک مشکل‌ساز شود. از این رو اجماع جهانی به رهبری آمریکا، تصمیم بر راه‌اندازی کنفرانسی نمود و تاریخ برگزاری آن رسانه‌ای شد.
از فردای انتشار این خبر، نظام آخوندها مانند مرغی سر بریده و هراسان و بی‌هدف، هر آنچه را در دست داشت، بهانه‌ای برای مقابله با این موضوع قرار داده است و  نگرانی خود را بدون مدیریت و هراسان بروز می‌دهد. این نگرانی، رسیدن همان سرنوشتی است که خمینی دجال گفته بود «اگر پایگاه مردمی خود را از دست بدهد، به او رحم نخواهد شد». حقیقتاً که موعد این واقعیت سر رسیده است و دیگر جایگاهی ندارد. بنابراین می‌هراسد که تحولات اخیر، انقلابی دیگر در پی داشته باشد.
 این روزها حاکمیت آخوندی با نگرانی از همین موضوع و با از دست دادن حامیان داخلی و خارجی، تلاش می‌کند اضطراب و وحشت خود را نسبت به نتایج نشست لهستان به‌روی خود نیاورد و با هر آنچه در دست دارد، بقای خود را طبیعی جلوه دهد.
حکومت آخوندی از سویی لهستان را تهدید میکند و از سوی دیگر تلاش دارد از همراهی جامعه ایران با این نشست جلوگیری کند تا شاید فرجامی دیگر برای ادامه ریاکاری و فساد روزافزون خود با پوشش استبداد مذهبی را نهادینه کند.
اکنون حکومتی که ریاکارانه مدعی مذهب و عدالت است، به روزهایی رسیده است که دیگر حنایش برای ایران و غیر ایران رنگی ندارد و زمان رفتنش فرا رسیده است. حکومتی که از ایران ویرانه‌ای باقی گذاشته و جامعه را به تباهی کشانده است.
چندان دور از واقعیت نیست که بگوییم امروز ایران به زمان قاجار برگشته است. مردم از این حاکمیت خسته و ناامید شده‌اند و گویی امید و آرزویی را در این نشست می‌بینند. این مهم را می‌توان در محتوای توئیت آقای پمپئو در صفحه وزارت خارجه آمریکا به‌وضوح دید.
از سوی دیگر نگرانی و امیدواری توأمان مردم بر آن است که در اقدامی واقعی و همه‌جانبه سرنوشت کشور مشخص شود. مردم چشم به روزهای خوبی دوخته‌اند تا سایة مدیریتی قابل و حکومتی با اقتدار مردمی را تجربه نمایند و بتوانند مانند دیگر کشورها به خود و کشورشان افتخار کنند.
پر واضح است که در کنار ائتلاف بین‌المللی علیه جمهوری آخوندی در لهستان، اکنون کانون‌های شورشی آماده‌تر از قبل هستند. آنها در انتظار فراخوان بزرگ سازمان مجاهدین هستند تا در بهترین زمان ممکن، این مهم را میدانی کرده و بار دیگر بهمن تاریخی برپا کنند.
  همگان می‌دانند قیام بهمن ۵۷ هم حاصل همان کانون‌های شورشی بود که علیه استبداد سلطنتی قیام کرده و با مهارت و اتحاد مثال‌زدنی خود توانستند شاه را مغلوب و از کشور بیرون کنند. آن موقع تشنگان قدرت و در رأسشان خمینی دجال،حاصل خون و تلاش مجاهدان و مبارزان را دزدیده و آنرا به انحرافی بزرگ کشیده و نام اسلام را بر آن نهادند.
امروز آنچه در فرانسه و آلبانی و دیگر کشورها شاهد هستیم، نام نیک و اقتدار و بزرگی سازمانی است که تنها هدف آن آزادی ایران و ایرانیان است. هر چند حکومت آخوندی تمام تلاش خود را نمود تا اعتبار این مقاومت را خدشه‌دار نماید، ولی نتیجه آن محبوبیت روزافزون سازمان مجاهدین خلق در محافل بین‌المللی و داخل کشور شد.
کسری مدنی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Featured Post

تحریم وریر خارجه رژیم دیگر چرا؟!

تحریم وریر خارجه رژیم دیگر چرا؟! این رژیم برخلاف رژیم دیگر رژیمی است که هیچ پرنسیپی را به رسمیت نمی شناسد این رژیم از ماهیت اش برمی ...